دکلمه آنه شرلی

آنه
تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت
وقتی روشنی چشم هایت
در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود.
با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیت
از تنهایی معصومانه دست هایت.
آیا میدانی که در هجوم درد ها و غم هایت
و در گیر و دار ملال آور دوران زندگیت
حقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود.
آنه
اکنون آمده ام تا دستهایت را به پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاری
در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی
و اینک آن شکفتن و سبز شدن
در انتظار توست .
در انتظار توست.
توجه : می تونین این دکلمه رو با صدای نصرالله مدقالچی
دانلود کنید...
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 20:19 توسط رها
|
سلام من رها هستم این وبلاگ رو به یاد آنه شرلی ساختم .کپی ممنوعه اما ذخیره عکس ها مانعی نداره !! دوستان عزیز به دلیل بروز رسانی وبلاگ به مطالب قبلی ما نیز سر بزنید. امیدوارم لحظات خوبی داشته باشید !!! ^_^